الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
151
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
شفاعت كنند و آن دو نزد پدر شتافتند و دربارهء وى با آن حضرت سخن گفتند و اظهار داشتند : « اى امير المؤمنين ! وى با شما بيعت مىكند » . ( 1 ) آن حضرت عليه السّلام فرمود : « آيا قبل از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرده بود ؟ من نيازى به بيعتش ندارم كه آن دستى يهودى است . اگر با دستش با من بيعت كند ، با سبابهاش خيانت خواهد كرد ، همانا وى امارتى خواهد داشت همچون ليسيدن سگ بينيش را و او پدر چهار قوچ است و امّت از فرزندانش روز سرخى را خواهند ديد » . ( 2 ) آنها همچنان از پدر خواهش مىكردند تا اينكه او را مورد عفو قرار داد ، امّا آن فرومايه ، اين نيكى را ناديده گرفت و با هر آنچه از وسايل شرّ و بدى در اختيار داشت در مقابل سبطين ايستاد ؛ زيرا او بود كه مانع شد از اينكه جنازهء امام حسن در جوار جدش به خاك سپرده شود . و او بود كه به وليد گفت اگر امام حسين از بيعت يزيد خوددارى كند ، او را به قتل رساند . و نيز از كشته شدن امام حسين عليه السّلام اظهار سرور و شادمانى كرد و مروان را اين بس باشد كه او از درختى است كه جز پليد ناپاك و جز آنچه را كه به مردم زيان مىرساند ، به بار نمىآورد . ( 3 ) از نمونههاى جاويدان ديگر از عطوفت امام و رأفتش نسبت به مردم اين است كه هنگام روبهرو شدن با حرّ و سپاهيانش كه بالغ بر يك هزار سوار بود و براى نبرد و جنگ با وى فرستاده شده بودند و امام آنها را ديد كه از شدت تشنگى نزديك است كه هلاك شوند ، مردانگى و علوّ ذات آن حضرت اجازه نداد كه به نجات آنان اقدام نكند و دستور داد تا غلامان و اهل بيتش عليهم السّلام همهء آن قوم و نيز اسبانشان را آب دهند كه در ميان آنها « على بن طعان محاربى » بود . او از شدت عطش نمىدانست چگونه آب بنوشد و امام عليه السّلام شخصا به وى آب نوشاند و اين اقدام از برجستهترين نمونههايى است كه در فرهنگ انسانيت ، در شرافت و بزرگوارى به ثبت رسيده است .